|
||
![]() |
||
دربارۀ ما | تماس | آرشيو صفحه اول | جستجو | فيلترشکن | کوتاه و گويا | عکس و مکث | عکس انتخابی | ويدئوها | کتابخانه | فهرست کليهء مقالات درباره سکولاريسم | سال سوم ـ شماره 815 و 816 ـ سه شنبه 11 و چهار شنبه 12 اسفند 1388 ـ 2 و 3 مارس 2010 | English Section |
||
آنچه به غدهء سرطانی خون می رساند
باید از همه فاصله گرفت: از نظام، از مردم و از موسوی و کروبی. باید فاصله گرفت تا دید تنها نیرویی میتواند جامعه را از یک نظام استبدادی رها سازد که خود هیچ گونه وابستگی و دلبستگی به این نظام استبدادی نداشته باشد. تنها نیرویی میتواند مطالبات دمکراتیک جامعه را پاسخ گوید که خود دمکرات باشد. جنبش دمکراسیخواهی به رهبران دمکرات نیاز دارد. جدایی دین و دولت که به خواست جنبش اجتماعی ایران تبدیل شده است تا جایی که نظام دینی را به واکنش واداشته است، به رهبرانی نیاز دارد که خود به آن اعتقاد داشته باشند. >>>
در این اثنا یک عده هم روشنفکر دینیاند، اصلاحطلباند. ما چون میبینیم در عرض سی سال گذشته خیلی پیش آمدهاند اینها را هم تشویق میکنیم، دلسرد نمیکنیم، تا همین طور پیش بیایند و آنها هم دارند پیش میآیند. شما به سخنگویان مهم این جنبش نگاه کنید در این سی سال مواضعشان را اصلاح کردهاند و نزدیک شدهاند به ما و ادامه هم خواهند داد. در نتیجه نباید تن به محدود یا منحرف کردن مبارزه بدهیم. منحرف نکنیم به این معنا که بیایند بگویند جنبش سبز باید "حقوق ملتها" را هم بشناسد والا مبارزه نمیکنیم. خوب نکنید. هر کسی نمیخواهد در این جنبش شرکت کند نکند. هیچ اجباری نیست. >>>
پس از پیگیری های مکرر خانواده و وکیل حشمت الله طبرزدی، خانواده ایشان پس از گذشت دو ماه از بازداشت ایشان موفق به ملاقات با ایشان در زندان اوین گشتند .بنا به گفته خانواده حشمت الله طبرزدی، ایشان از نظر جسمی و روحی در وضعیت مناسب قرار داشتند و مردم را به ادامه جنبش دعوت نمودند .دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران در مورد وضعیت دوران بازداشت خود ابراز داشتند که در چهل روز اول بازداشت فشار به شدت بالا بوده و به طور کلی وضعیت این دوره بازداشت را متفاوت تر از گذشته دانستند . ایشان همچنین از وارد ساختن اتهامات سنگین و بی اساس از طرف بازجوهای خود خبر دادند .سخنگوي شوراي همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر در ايران در رابطه با وضعیت دادگاه خود ضمن بی خبری از روند پرونده خود شرط حضور در دادگاه را برگزاری آن به صورت علنی بیان داشتند .جبهه دموکراتیک ایران همچون گذشته بر خواست خود مبنی بر آزادی تمامی زندانیان سیاسی – عقیدتی پافشاری می نماید و از تمامی نهاد های حقوق بشری را جهت یک اقدام هماهنگ در این زمینه دعوت می نماید . زنده باد آزادی – گسسته باد زنجیر استبداد – برقرار باد دمکراسی جبهه دموکراتیک ایران ششم اسفند 1388
رهانا: دکتر
محمد اولیایی فر، وکیل حشمت الله طبرزدی با اعلام این خبر
گفت: آقای طبرزدی اعلام کرده است از آنجایی که اتهامات منتسب
به ایشان
سیاسی است،
بنا بر نص صریح اصل ۱۶۸ قانون اساسی محاکمه ایشان نیز باید در
دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه برگزار شود.
اولیایی
فر در گفتگو با هم میهن، افزود: آقای طبرزدی به من تاکید کرده
اند
در لایحه دفاعیه تنظیمی تاکید کنم که بر این اساس ، تا زمان فراهم
آمدن امکان برخورداری ایشان از حقوق مصرح شهروندی درقانون
اساسی،از دفاع
محتوایی خودداری خواهد شد.
اولیایی فر افزود: قرار بازداشت موقت طبرزدی در تاریخ هفتم
اسفند ماه
به پایان می
رسد. ما خواستار تبدیل قرار و آزادی ایشان تا زمان تشکیل
دادگاه هستیم اما بعید می دانم چنین امکانی فراهم شود.
گفتنی است حشمت الله طبرزدی روز پنج
شنبه
با پسر خود به صورت کابینی ملاقات کرد.
حشمت الله
طبرزدی در روز
هفتم
دیماه،
پس از تظاهرات و در پی رویدادهای تاسوعا و عاشورا بازداشت شده است.
در تورنتو>>>
و ادامه ی تبعیض نسبت به زنان و دگراندیشان
ما
تشکیلات دمکراتیکی می خواهیم
فدوی شدیداً در این بحر تفکر است که چرا کلـّیه ی ادوات پرنده ی برادران روس ما به کره ی ماه هم می رسند لکن هواپیمای توپولوفی که به برادران دینی خود در ایران ِ شدیداً اسلامی انداخته اند حتا قادر به طی مسافت اندک اصفهان – مشهد نبوده، و افزون بر آن، با کمال وقاحت ملاحظه ی حضرت ثامن الائمه امام رضا (ع) را نکرده وبه گزارش رسانه های شریفه ی دارالخرافه از خط امام {باند فرودگاه – م} خارج، دچار آتش سوزی شده و از همه بدتر، مسافران بیت الله الحرام را شل و پت و راهی بیمارستان می کند!... >>>
دربارهء اسناد شورای ملی مقاومت در مورد حکومت عرفی انتشار مقاله ای از دکتر کريم قصيم، عضو شورای ملی مقاومت (که به رهبری آقای مسعود رجوی فعاليت می کند) در سايت ما و در مورد اينکه شورای مزبور «سکولاريسم» (جدائی مذهب از حکومت) را 25 سال پيش پذيرفته است و سپس ارسال اسناد مربوط به اين موضوع و انتشار آنها در سکولاريسم نو واکنش وسيعی را برانگيخته است که نتايج آن را بزودی منتشر خواهيم کرد. امروز مقاله ای را که آيت الله جلال گنجه ای، عضو ديگر شورای ملی مقاومت، از طريق آقای قصيم برای ما فرستاده و ديرتر از اسناد مزبور به دست ما رسيده است منتشر کرده و همچنين مطلب کوتاهی را که کيهان چاپ تهران در همين رابطه چاپ کرده در کنار آن قرار داده ايم. اينکه کيهانيان از طرح مسائل مربوط به سکولاريسم آزرده شوند طبيعی و بديهی است. آنها بديل واقعی حکومت مذهبی را بيشتر از بسياری از ديگر ايرانيان می شناسند. اما بايد ديد که آيا مقالهء آقای گنجه ای پرسش های خوانندگان ما را در مورد اينکه اگر شورای مزبور 25 سال است حکومت سکولار را پذيرفته چرا در اين بيست و پنج ساله در مورد کار گسترده نکرده است و چرا همچنان خواهان برقراری «جمهوری دموکراتيک اسلامی» است پاسخگو هست يا نه. نيز بايد به اين ارزيابی پرداخت که ورود شورا در بحث سکولاريسم در موقعيت کنونی به پيشبرد کار بخش سکولار جنبش سبز کمک می کند يا برای آن مشکلات تازه ای را بوجود می آورد. در روزهای آينده برخی از واکنش ها به اين اسناد و مقاله را منتشر خواهيم کرد. اما در اينجا دريغمان می آيد که يادداشت کوتاهی از آقای افشين سالار را نياوريم:
اخیراً آقای کریم قصیم برنامهء شورای ملی مقاومت را ـ برای تشکّل جبههای از همهٔ نیروهای ملی مخالف جمهوری اسلامی و مخصوصا ولایت فقیه ـ برای شما فرستاده اند و شما هم، طبق معمول، با نیشی به آن که چرا این جمهوری دمکراتیک «اسلامی» هم دارد، از کنار آن به سادگی رد شده اید و میدانم (با شناختی که از شما دارم ) هرگز به این جبهه نخواهید پیوست. اما، به عنوان یک ایرانی، وظیفهء خود می دانم که تفاوتهای فاحش بین "جمهوی اسلامی" و "جمهوری دمکراتیک اسلامی "را، فقط با چند نمونهء کوچک برای شما روشن سازم: ۱- جمهوری اسلامی "دموکراتیک " ندارد، ولی جمهوری مورد نظر شورای ملی مقاومت "دمکراتیک" هم دارد. ۲- جمهوری اسلامی، ولایت مطلقه فقیه دارد، که در آغاز آقای خمینی بود و بعد از فوت ایشان این ولایت به آقای خامنهای رسید و هردو معمّم هستند (بود و هست). جمهوری دمکراتیک اسلامی یک رهبر معنوی دارد که آقای مسعود رجوی است و از اول هم همین بوده است. آقای رجوی معمّم نیستند، ریش خود را می تراشند و موهای زیبا و انبوه خود را سهشوار می کنند. ۳-رئیس جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر آقای احمدی نژاد هستند که ذات مقدسشان بی نیاز از توصیف است، در حالی که رئیس جمهوری "شورای ملی مقاومت" (تلاشگران جهت بر پایی جمهوری دمکراتیک اسلامی)، خانم مریم رجوی هستند که از سال ها پیش به این مقام رسیده اند ـ خانمی زیبا، با لبخندی همیشه بر لب و دامنی بلند و روسری زیبا. ۴- در جمهوری اسلامی ما پدیدهء فاشیستی برادران پاسدار را داریم، در حالیکه در جمهوری دمکراتیک اسلامی ما برادران و خواهران مجاهد را داریم و خواهران مجاهد بجای حجاب اجباری، روسری زیبای قرمز دارند. تفاوت ها بسیار بسیار زیاد هستند، اما فکر میکنم برای رسیدن به ایرانی آباد و آزاد ذکر همین چند نمونه کافی باشد، برای کسانی که با حق و حقیقت دشمنی نداشته باشند. در عين حال فکر نمی کنم که لازم به تذکر باشد که همین خانم مریم رجوی، زمانی همسر آقای مهدی ابریشمچی (از رهبران سازمان مجاهدین) بودند و در یک "انقلاب ایدئولوژیک" به همسری آقای مسعود رجوی در آمدند و از این رو به این نسل از رهبران سازمان مجاهدین (یعنی کسانی مثل آقایان رجوی و ابریشمچی) "نسل رحمت و ایثار" می گویند و برای همین هم هست که همین آقای قصیم که سی سال است در شهرهای اروپا و آمریکا و حتا عراق با اصل ولایت فقیه مبارزه میکند، در هیچ کجا و در هیچ مکانی از تبلیغ برای این "نسل رحمت و ایثار" خود داری نمی کند. حال بر میگردم به سوالی که در آغاز به آن اشاره کردم. این در واقع سوالی است از هر ایرانی دمکرات و آزاد منش که: تا چه اندازه حاضرند در راه رسیدن به آمال انسانی و دمکراتیک خود ـ که در اینجا لابد رسیدن به ایرانی آزاد و دمکراتیک است - از "ایثار و رحمت" مایه بگذارند؟
منافقين قديمي تر
سرقفلي سكولاريسم را
از آن خود مي دانند
خبر ويژه ـ
کیهان چاپ
تهران
شنبه 8 اسفند 1388
شماره 19592
گروهك
تروريستي منافقين اعلام كرد پيشگام تلاش براي جدايي دين از سياست و برقراري
حكومت سكولار در ايران به ويژه از 27 سال پيش بوده است. اين موضع از آن جهت
جالب توجه است كه برخي گروهك ها و احزاب فعال در فتنه سبز تلاش كرده اند
پيگيري پروژه آمريكايي-صهيونيستي سكولاريسم را امري جديد و ابداعي از سوي خود
معرفي كنند. به
گزارش «سكولاريسم نو»،
كريم
قصيم عضو گروهك رجوي با ارسال نامه اي به اين سايت تصريح كرد شوراي مقاومت
ملي در 21 آبان 1364 بيانيه اي به امضاي رجوي صادر و در آن بر لزوم سكولاريسم
و جدايي دين از سياست تاكيد كرده است.
بنابراين گزارش، طرح مذكور رسماً در مركزيت گروهك تروريستي منافقين به اتفاق
آرا به تصويب رسيده است.
شايان ذكر است سناريوي جدا كردن دين از سياست و غيرديني كردن سياست نه تنها
ريشه استعماري دارد و مثلث انگليس، صهيونيسم و آمريكا، آن را در طول دهه ها
پيگيري كرده اند، بلكه اين سناريوي ضدديني ريشه اي كهن تر نيز دارد و ريشه
هاي عميق تر آن را بايد در سياست اموي و سپس عباسي جست وجو كرد كه كوشيدند
دين را به انزوا بكشانند و سياست را از مقيدات و چارچوب هاي ديني تهي كنند. برخي
افراطيون مدعي اصلاح طلبي كه به ويژه پس از انتخابات در فتنه سبز به ايفاي
نقش پرداختند، سعي كرده اند با ژست روشنفكري خود را كاشف و مبدع سكولاريسم
معرفي كنند. آنها تا مرز حذف اسلام از جمهوري اسلامي پيش رفتند اما پس از
مشاهده موج توفنده اعتراض هاي مردمي به ويژه در ماه هاي اخير، از اين موضع
عقب نشيني كردند و مدعي شدند كسان ديگري بوده اند كه شعار جمهوري غيراسلامي
سر مي داده اند.
برای آشنایی
با عمق و میزان جدیت تمامی اعضای شورای ملی مقاومت در هدف براندازی "حکومت
دینی
ِ" ولایت فقیه و برقراری نظام دموکراتیک غیردینی، شایسته است
یادآوری کنیم که مسلمانان ترقی خواه عضو شورای ملی مقاومت، شامل مجاهدین خلق
ایران، بطور مکرر اعلام داشته اند که جمهوری مورد نظرشان برای ایران
دموکراتیک فردا، یک جمهوری سکولار و لائیک است. عبارتی که خانم مریم رجوی در
این مورد بطور مکرر بکار برده این است: "ما به لائیسته اعتقاد داریم". معنی
کلمۀ "اعتقاد"، آن هم
از زبان مسئولی در مرتبت ایشان،
باندازۀ کافی روشن است. >>>
|
وقتی گفته مي شود "رهبری جنبش سبز"، فوراً شخصيت هايی مانند آقایان موسوی و کروبی به نظر مي آيند، يا احزابی نظير حزب مشارکت و اعتماد ملی. بعضی ديگر هم شخصيت ها و جريانات ديگر اپوزيسيون را به نظر مي اورند و فکر مي کنند به دليل شرايط کنونی ايران، آن گروه دوم نمي توانند علنی مطرح شوند اما بخشاً رهبری را در دست دارند. البته اين حرف غلط نيست که خيلی جريانات موجود نمي توانند علنی مطرح شوند ولی موضوع فراتر از اين بحث ها است. موضوع اين است که همهء آنچه بعنوان رهبری تصور مي شود، در واقع "رهبری واقعی" اين جنبش نيست. رهبری واقعی که سازماندهی مي کند و بيش از 8 ماه است که توانسته چنين حرکت بزرگی را به پيش ببرد چيز ديگری است و مطمئناً، برخلاف تصور رژيم، رهبری کامپيوتر و اينترنت هم نيست و با ارتش سايبری هم نابود نمي شود. پس اين رهبری واقعی چيست؟ >>>
اگر تصمیم دارید که باز هم بر طبل اصلاح طلبی، این تئوری بی بنیاد بکوبید و در جهت متوقف کردن جنبش مردمی بر آیید بدانید که اسم شما در کنار فضل الله نوری و آیت الله کاشانی ثبت خواهد گردید. آقایان باید بدانند که آفتاب اسلام سیاسی، حداقل در ایران، در حال غروب کردن است و ملت ایران هر روز مصمّمتر می شوند که خود را از ستمی که بنام اسلام و پیغمبر و امام بر آنان روا می شود رها سازند. آقایان باید یک نکته را باور کنند و آن اینکه هیچکس از بوجود آمدن سیستم سکولار ضرر نمی کند مگر سران و مزدوران رژیم و آنان که موقیعتشان به خطر می افتد. >>>
دلهره های با نام و نشان اصلاح طلبان حالا دیگر اصلاح طلبان و لیبرال ها زنگ خطر را شنیده اند و اگرچه خود در معرض حذف نهایی از قدرت سیاسی حاکم قرار گرفته اند، اما با این همه این مساله را خوب می دانند که حتا در چنین صورتی نیز بودجه ی بنیاد باران و مجمع تشخیص مصلحت قطع نخواهد شد. گویا اخطارهای باند احمد توکلی طی چند ماه گذشته که درخصوص به میدان آمدن طبقه ی کارگر – به تعبیر حضرتش "یقه آبی ها" – همه ی رژیم را هشدار داده بود، تا حدودی مفید افتاده است. تحت فشار مردم به ستوه آمده؛ در ج.ا اگرچه همه علیه هم شمشیر می کشند و، در این مسیر، نوه ی خوش تیپ امام را نیز مکدر می کنند، اما همه می دانند که مفهوم دیگر ساختارشکنی احتمالاً یک انقلاب اجتماعی خواهد بود. >>>
به رغم محدودیت های تحقیقات میدانی و آماری، به لحاظ زمینه ها و واقعیت های اجتماعی موجود فهم این موضوع دشوار نیست که بخش قابل توجهی از جوانان شرکت کننده در این جنبش کسانی هستند که بیگانه و دلزده از ارزش های ایدئولوژیک حاکم و با خشمی ناشی از احساس بی آینده گی در یک نظام ناکارآمد و منحط و به غایت مستبد و سرکوبگر، تنها با سودای یک دموکراسی بی قید وشرط و یا یک جمهوری بی پسوند، خطر سهیم شدن در اعتراضات خیابانی را به جان می خرند(خواه طرح مبهمی از این ایده در ذهن داشته باشند و خواه طرحی مشخص)؛ هر چند این لایه های درونی جنبش به دلیل نامتشکل بودن و تعلق داشتن به حوزه ی ممنوعه ی باورهای سیاسی، تریبونی رسمی برای انعکاس صداهای خود ندارند. >>>
چرا در ایران دموکراسی وجود ندارد؟ بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی – مدنی اکنون بجرم «اهانت به حکومت!» در زندان هستند. قضیه ازاین قرار است که جایی که دموکراسی در آن مستقر باشد عبارت "اهانت به حکومت" عبارتی بی معنی است. در دموکراسی مردم و احزاب قدرت را نقد می کنند و این تنها نظام های استبدادی هستند که هر نوع نقدی را اهانت بحساب میآورند. و البته چنین نظام هایی به هاله ای از تقدس و راز آلود بودن نیز نیاز دارند و همین راز آلودگی سرمنشاء بسیاری از مشکلات است: دولتی که نیروهای سیاسی مرموز و کاملاً ناشناخته و ناپیدا اداره اش می کنند ناگزیر خطرناک تر از دولتی است که علناً تحت نظرمردم اداره می شود. >>>
عده ای می گویند که سکولاریسم جدایی دین از سیاست / حکومت است، و یا سکولاریسم جدایی مذهب از سیاست / حکومت است و... اما ما در روزگار کنونی کاری به سابقه و معانی قديمی اين واژه در فرهنگ اروپائی نداريم، چرا که اکنون با مفهوم «سکولاریسم نو» روبروئيم که در وهلهء اول و به درستی بین دین و مذهب فرق قائل می شود و در مرحلهء بعدی هم هوشمندانه خود را به مذهب و دین محصور نمی کند. سکولاریسم نو مذهب را نيز نوعی ایدئولوژی می داند و بطور کلی خواهان جلوگیری تمام دست اندازی ها و مداخلات فراقانونی و تبعیض آمیز تمام ایدئولوژیی ها (خواه از نوع مارکسیستی آن باشد، یا از جنس ناب محمدی آن) در امور زندگی جامعه و افراد آن است. >>>
|
آيا یوسف شريفی بجرم اين اعتراض اعدام می شود؟
پيوند به نسخهء رايگان اينترنتی>>>>
=========== ============= کميته بين المللی نجات پاسارگاد =========== =========== =========== =========== ============= ========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== ============= =========== ============= ============= ============= ============ =========== =========== ========== ============= =========== =========== =========== ============ =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== مخالفان خود را بشناسيم
دولت نهم روند بسيار خطرناک غربزدگی و گرايش های سکولاريستی را که متأسفانه در حال نفوذ در بدنه مديريتی کشور بود، سد کرده است.
سکولارها در ایران جایگاهی ندارند! حضور پر شور ملت ایران در بيست و دوم بهمن عامل شکست کامل سکولارها در کشور است.
اسلام با فرهنگ لائيك و بى دينى مخالف است. دشمنان با استفاده از ترويج فرهنگ لائيك درصدند تا زنان را از خط عفاف و حجاب و كرامت منحرف كرده و سنت هاى اصيل اسلامى را از بين ببرند.
آيتالله مکارم شيرازی
نقش تلويزيون در ايجاد تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بسيار مهم است. هر چند که در ساليان اخير برنامههاي ديني و مذهبي در تلويزيون گسترش يافته ولي کساني در آنجا لانه کردهاند تلويزيون را به سوي سکولاريسم سوق مي دهند».
|
© 2009 ـ New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fax: 509-352-9630 |