|
||
|
||
دربارهء سکولاريسم | دربارهء ما | تماس | سال سوم ـ شماره 841 ـ چهارشنبه 1 ارديبهشت 1389 ـ 21 آوريل 2010 | کوتاه و گويا | عکس و مکث آرشيو صفحه اول | فهرست کليهء مقالات | اين نشريه دوشنبه ها، چهارشنبه ها و جمعه ها به روز می شود | کتابخانه | عکس و کاريکاتورانتخابی |
||
![]() چه کسانی می توانند دست و پای شکسته و بدن خون از دست داده ی اين موجود شوک زده را شفا بخشند؟ و چه کسانی می توانند اکسيژن لازم را برای دوباره برخاستن و دوباره نفس کشيدن و دوباره حرکت کردن به پيکر جنبش آزادی بخش، يا سبز، ما برسانند؟ من اهل نسخه پيچيدن برای کسی نيستم اما به سهم خود باور دارم که اکنون ايرانيان و مردمان خارج کشور بيشترين نقش را می توانند در ياری رساندن به اين پیکر عزيزی، که با رفتارهای متمدنانه و انسانی خود يک پيروزی عظيم معنوی ـ فرهنگی را به سرزمين ما هديه کرده، بازی کنند. >>>
برخی از فعالان سیاسی مذهبی، با استناد به گفته ها و نوشته های موسوی و یا کروبی، بی آن که شعارهای مربوط به جدایی دین از دولت را که در خیابانها داده می شد به حساب بیاورند، سعی در تحمیل تعریفی واحد بر کل جنبش داشتند. از سوی دیگر نیز، گروهی که در روند مرزکشی ها، بیرون از مرزهای جنبش سبز ایستاده بودند، یا به بیرون از مرزها رانده شده بودند، با نادیده گرفتن شعارهای «رای من کجاست؟»، تنها آن بخش از شعارهایی را که بعدها به عنوان شعارهای ساختارشکنانه معروف شد، هدف، هویت و ماهیت جنبش تفسیر می کردند. >>>
و اقعیت جنبش سبز یکی است. این واقعیت را میتوان هزار تعبیر کرد. لیکن نمیتوان به سود فکر و سیاست و حقیقت خویش، تغییرش داد و یا غصباش کرد. در صفوف آن از مدافعان حفظ ولایت فقیه با اختیارات محدود وجود دارند تا کسانی که همواره خواهان سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بودهاند. در این طیف گسترده آنکه هنوز از «اصلاح» این رژیم دفاع میکند، سود خود را در بقای آن و آنکه طرفدار تغییر آن است، سود خود را در نظامی دیگر میجوید. این طرفداری، یک زبان روشن سیاسی است که توضیح علمی و جامعه شناسانه دارد و حاملان آن به زبان رایج زمامداران جمهوری اسلامی «عوضی» نیستند بلکه مدافع منافع معین فردی و اجتماعیاند. >>>
مرزهای متغیر خودی ها و غیرخودی ها بی شک جراحی بزرگ یک بدن فرسوده و بیمار، همیشه خطرآفرین است. این که رژیم خود را ناگزیرمی بیند در متن یک بحران و نارضایتی عمومی و خطرناک دست به یک جراحی بزند و با آزاد سازی قیمت ها، علیرغم داشتن تبعات سنگینی همچون تشدید بحران واحد ها و بنگاه های اقتصادی و گسترش بیکاری و تورم تا سرحد شصت در صد، مبادرت کند، بخودی خود، ابعاد مخمصه ای که در آن گرفتار آمده و راه پس و پیش ندارد، را نشان میدهد. و همین ناگزیری، امکان انتقال مجدد بحران را به محور اصلی و تعیین کنندهء خود، و شروع برآمد نوینی از اعتراضات توده ای در گستره ای جدید را در چشم انداز قرار می دهد... >>>
نفس به راه انداختن انجمن سکولارها چیز مثبت و قابل ارزشی می باشد ولی چرا سکولارهای سبز؟ من بیش از 30 سال است که سکولار هستم و در حال حاضر هم عضو انجمن سکولارها و آتئیستهای کانادایی می باشم، ولی هیچ وقت رنگی برای سکولاریست خود قائل نبوده ام. سکولارها معمولا با اینکه طیف های مختلفی بوده و هستند ولی بیشتر انسان های چپ و آزادیخواه و برابری طلب بوده اند و با رنگ قرمز تداعی می شده اند و حالا تکلیف انجمن شما با سکولارهایی از نوع من چه می شود؟ آیا نمی شد نام انجمن را فقط "انجمن سکولارهای ایرانی تورنتو" گذاشت؟ آیا سبز نامیدن انجمن سکولارها خودش به نوعی نشان نزدیکی به موسوی و اطرافیانش نیست که نشانی از اسلام ومذهب وسیدی دارد؟ >>>
بهزاد مهرانی آزاد شد دو عکس از قبل و بعد زندان
انتخابات در ایران دموکراتیک نبوده و این فقط منحصر به یک گروه و تقلب آنان در تابستان گذشته نیست. حقوق ایرانیان مرتباً به یغما میرود و این تعبیرات هجوآمیز در قانون اساسی رژیم مندرج است. از طریق تغییرات ساختاری در سیاست هموطنانم قادر خواهند شد که قدم های لازم را در جهت احقاق مردم سالاری و حقوق بشر برای ایران بردارند. البته تغییر به تنهائی حلال همه مشکلات نیست. در فردای انحلال این ساختار سیاسی، ایرانیان باید دولتی که پاسخگوی نیازهای آنان و حامی حقوقشان باشد را شکل دهند. برای آینده ایران من شخصاً همیشه طرفدار برپائی یک مردم سالاری سکولارکه در آن جدائی شفاف مسجد از دولت درج شده باشد هستم. من قانون اساسی که بر پایهء اعلامیه جهانی حقوق بشر تدوین شده باشد را ترجیح می دهم. >>>
نقش ضروری رضا پهلویبعنوان هماهنگ کنندهاحمد وحدت خواهمشکل ما در آن است که چند تن از ما حاضر به قبول و پذیرش نقش رهبری افراد و سازمان هایی که در سی سال گذشته با آنها اختلاف مسلکی و سیاسی داشته ایم بر جنبش آزادیخواهی کشور هستیم؟ آیا نیروهای ملی و مذهبی ما زیر بار یک رهبری چپ و سکولار می روند؟ آیا جمهوری خواهان ما حاضر به پیروی از برنامه های مشروطه خواهان ما هستند؟ آیا نسل جوان ایران دیگر از رویای رنگ باخته «جامعه بی طبقه توحیدی» طرفداری می کند؟ آیا زنان قهرمان ما سازمانهای مذهبی و مردسالار ما را اصولا قبول می کنند؟ چه نهاد و نماینده ای باید از سوی ملت ایران با جهان خارج گفتگو و تعامل داشته باشد و مقبول دیپلماسی آنها باشد؟ >>>
اگر آقای امینی و همفکرانشان جامعه پر از صلح و آزادی و حقوق برابر بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی را بخواهند، باید به شناسائی ملیت های سرزمین ایران تن در دهند و باید حقوق برابر برای تک تک افراد این ملیت ها را بخواهند. در غیر اينصورت با تأسف باید گفت که ما ایشان و همفکرانشان را آدم های افراطی و جنگ طلب و اغتشاشگر خواهیم نامید که فقط می خواهند همانند سابق بر برتری طلبی خود پا فشاری کنند. امید است اینطور نباشد. >>>
برادر پورمنتّی، مدیر امور حقوقـی سـازمان ثبت احـوال اسلامی، در گفتگو با ایسنا، شدیداً تصریح کرده است که در قانون قید شده است که: « شناسنامه ی فرزندان ازدواج های موقت به اسم کسی صادر می شود که در "محل" حاضر باشد!» در ایـن صـورت فدوی نیـز بـه دوستان توصیه مـی کنـد کـه مراقـب باشند که از آن «محل» عبور نکنند تا مشمـول زبانـزد معـروفِ «آش نخورده، دهن سوخته» نشوند، گرچه فدوی شدیداً تردید دارد که در این حالـت، «سوختـن» تنهـا به «دهان» ختم شود!... >>>
بقيه در ستون مقابل
|
حرکت در سربالایی با سرازیری یک تفاوت عمده دارد. در سربالایی، با آن که حرکت نیروی بیشتری می برد، آنکه حرکت می کند اراده و اختیار دارد و می تواند هرگاه خسته شد یا نفسش برید توقّف کند، خستگی درکند، به پشت سر و پیش رو بنگرد، از دیدن راه زیادی که آمده نیروی تازه بگیرد و با امید و اراده برای ادامهء مسیر و پیشروی به سوی نقطه اوج بازبه حرکت درآید. با آن که در حرکت در سربالایی، به دلیل تحلیل رفتن تدریجی نیرو، سرعت رو به کاهش می رود امّا به دلیل امکان حرکت مجدّد، پس از تجدید نیرو، ادامه مسیر در اختیار و کنترل حرکت کننده است. در سرازیری اما روند برعکس است... >>>
تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه جنبشهای دمکراسی خواهانه در ايران امروز بر سه واقعيت اجتماعی تکيه دارند: جمعيت حدود هفتاد درصدی شهرها، جمعيت سه و نيم ميليونی دانشجويان دانشگاهها که عمدتا در شهرهای بزرگ مستقر هستند، و اقشاری که می توانند معيشت خود را رفع و رجوع کنند و قدرت به چالش کشيدن حکومت را دارند. مطالبات سياسی و اجتماعی مثل جريان آزاد اطلاعات، گردش نخبگان، حکومت پاسخگو، گسترش جامعه مدنی، استقلال قوه قضاييه و حاکميت قانون عمدتا از جانب همين اقشار عرضه شده و بر آنها اصرار می شود. حکومت پس از اعتراضات سال گذشته به اين واقعيات به خوبی واقف است. طرحهای اخير دولت احمدی نژاد برای بقای حکومت اين سه واقعيت را نشانه گرفتهاند، با دعوت مردم تهران برای بازگشت به روستاها، برنامه انتقال دانشگاهها به خارج از شهرها و اسلامی کردن علوم انسانی، و هدفمند کردن يارانهها. اين طرحها تا چه حد طرحهای سياسیامنيتیاند و تا چه حد طرحهای اجتماعی يا اقتصادی؟ >>>
یک دستاورد جنبش سبز تردیدپذیر نیست. ایران را در چشم جهانیان و از آن مهمتر ایرانیان سربلند کرده است. مردم دانستند که از آنچه هستند بهترند؛ تاریخی در آنها زنده است؛ نسلهای گمشدهای در کنار و همراه آنان هستند که گاه بیآنکه آگاه باشند آنان را پیشتر و بالا تر میبرند. و این گفتمان جنبش سبز، که فشرده بیست و شش سده پرواز آزاد روان و اندیشه بهترینها در جامعه بشری است. دستاوردها بیش از اینهاست: پشت کردن ایرانیان به جهان بینی چپ انقلابی و اسلام بنیادگرا، به دینی که با سیاست یکی است، به حکومت آخوندی، به اسلام بالاتر از ایران، که در جنبش سبز به کمال رسید؛ شکاف پر نشدنی میان مردم با رژیم، و جناحهای درون دستگاه حکومت؛ برهنه کردن حکومت اسلامی از هر دعوی مشروعیت؛ آوردن افکار عمومی جهانی در پشت سر مبارزه ملت ایران. اگر بخواهیم این همه را در یک جمله بیاوریم میتوانیم بگوئیم جنبش سبز ایرانیان را از قفس بدتر درونی شان آزاد کرده است تا کی به قفس بیرونی برسد... >>>
|
آيا یوسف شريفی بجرم اين اعتراض اعدام می شود؟
پيوند به نسخهء رايگان اينترنتی>>>>
=========== ============= کميته بين المللی نجات پاسارگاد =========== =========== =========== =========== ============= ========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== ============= =========== ============= ============= ============= ============ =========== =========== ========== ============= =========== =========== =========== ============ =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== مخالفان خود را بشناسيم
دولت نهم روند بسيار خطرناک غربزدگی و گرايش های سکولاريستی را که متأسفانه در حال نفوذ در بدنه مديريتی کشور بود، سد کرده است.
سکولارها در ایران جایگاهی ندارند! حضور پر شور ملت ایران در بيست و دوم بهمن عامل شکست کامل سکولارها در کشور است.
اسلام با فرهنگ لائيك و بى دينى مخالف است. دشمنان با استفاده از ترويج فرهنگ لائيك درصدند تا زنان را از خط عفاف و حجاب و كرامت منحرف كرده و سنت هاى اصيل اسلامى را از بين ببرند.
آيتالله مکارم شيرازی
نقش تلويزيون در ايجاد تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بسيار مهم است. هر چند که در ساليان اخير برنامههاي ديني و مذهبي در تلويزيون گسترش يافته ولي کساني در آنجا لانه کردهاند تلويزيون را به سوي سکولاريسم سوق مي دهند».
بقيه از ستون مقابل
اخیرا کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در قالب بحث حجاب و سایر موضوعات به طور مرتب به حمله علیه زنان ادامه می دهد. «ده سانت روسری که برخی زنان روی سر میاندازند و از این طرف و آن طرف موها بیرون ریخته و یک لباس چسبان مثل رقاصهها و آرتیستهای هالیوود، کجایش به حجاب اسلامی میخورد؟» محمد تقی رهبر، رئیس فراکسیون روحانیون مجلس، این سخنان را در جلسه هفتگی انصار حزب الله بیان داشت و افزود که روند بدحجابیهای جامعه در مسیر بیحجابی است و این امر را نتیجهء "بد آموزی های ماهواره ها" دانست که به خانه ها راه یافته است. به گفته وی، ناهنجاریهای فرهنگی از ماهوارهها و مقداری از آن هم از فیلم های سینمایی سرچشمه میگیرد. وی در ادامه سخنانش حملات لفظی شدیدی علیه بی توجهی دختر ها و پسرها در دانشگاهها، فضای فیلم و سینما، خیابان و پارکها به قوانین اسلامی و دولتی کرد. محمد تقی رهبر که سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس و از پیشنهاد دهندگان لباس یک دست و چادری برای زنان کارمند بود، از این که در نمایشگاه میراث فرهنگی از چادری خبری نبوده است، انتقاد کرد. مقاومت زنان و جوانان در برابر حجاب اجباری و شکست طرح یونیفورم پوشاندن به زنان، برخی از روحانیون سنتی را به شدت برانگیخته است. چنانچه امام جمعه مشهد نیز همزمان، ضمن انتقاد از "بدحجابی"، در رابطه با اعزام زنان والیبالیست ایران به اروپا اظهار داشت که جست و خیز آنها در جلوی چشم نامحرمان با "اللهم عجل لولیک الفرج" مطابقت ندارد.
|
© 2009 ـ New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fax: 509-352-9630 |