«شبکهء جهانی سکولارهای سبز» از همه معتقدان به لزوم استقرار حکومتی فرامذهبی در ايران دعوت می کند تا به اين شبکه بپيوندند. برای اطلاع بيشتر به اين سايت مراجعه کنيد: www.seculargreens.com |
|||
|
|||
دربارهء سکولاريسم | دربارهء ما | تماس | جستجو | فيلترشکن | کوتاه و گويا | عکس و مکث | کورش از تهران | English Section آرشيو صفحه اول | فهرست کليهء مقالات | اين نشريه دوشنبه ها، چهارشنبه ها و جمعه ها به روز می شود | کتابخانه | عکس ها و کاريکاتورهای انتخابی |
|||
پيوندها |
خبرهای شبکهء سکولارهای سبز |
مطالب شمارهء قبل | سل سوم ـ شماره 909ـ چهارشنبه 7 مهر 1389 ـ 29 سپتامبر 2010 |
پيوند به نسخهء رايگان اينترنتی>>>>
=========== ============= کميته بين المللی نجات پاسارگاد =========== =========== =========== =========== ============= ========== ========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== ============= =========== ============= ============= ============= ============ =========== =========== ========== ============= ============= =========== =========== =========== ============ =========== =========== =========== =========== =========== =========== =========== ===========
|
چهارشنبه 7 مهر 1389 عکس ها و ويدئوی تظاهرات نيويورک>>>
شرکت اعضاء انجمن سکولارهای سبز روز گذشته عده ای از اعضاء انجمن سکولارهای سبز تورنتوی کانادا و دنور و واشنگتن آمريکا به نيويورک سفر کردند تا در کنار ديگر هموطنان خود و از طرف کليهء همپيوندان خود در شبکهء سکولارهای سبز ايران در تظاهرات عليه حضور احمدی نژاد در سازمان ملل شرکت کننده. آنها با پوشيدن تی شرت مخصوص شبکه و در دست پرچم و بنر انجمن و شبکه که جملهء «ما ايرانی بی تبعيض می خواهيم» بر آن نقش بسته بود، کوشيدند تا نظر رسانه های گروهی حاضر در محل را به اين نکته که احمدی نژاد نمی تواند معرف ملت ايران باشد جلب کنند.
سايت اينترنتی انجمن سکولارهای سبز تورنتو هم آغاز بکار کرد
چهارشنبه 31 شهريور 1389
انجمن سکولارهای سبز ايالت ويرجينيا طبق گزارش خانم ساغر کسرائی از ويرجينيا، هفتهء گذشته هشتمين انجمن سکولارهای سبز در ايالت ويرجينا در شمال شرقی آمريکا آغاز بکار کرده و بزودی نخشتين گردهمائی عمومی آن برگزار خواهد شد. مطابق خبر واصله از شهر ونکوور کانادا، انجمن سکولارهای سبز اين شهر در روز يکشنبه 31 اکتبر، با سخنرانی دکتر اسماعيل نوری علا آغاز بکار خواهد کرد. همچنين از شهر هوستون در ايالت تکزاس آمريکا خبر داده اند که انجمن اين شهر نير در حال تأسيس است و بزودی اعلام موجوديت خواهد کرد. اين فيلم، بکارگردانی آرمان نجم، رئيس انجمن سکولارهای سبز در برلين، هفتهء گذشته بطور همزمان در برلين و ساکرامنتو به نمايش گذاشته شد. مجری و ميزبان اين دو جلسه انجمن های سکولارهای سبز در اين شهرها بودند. روز يکشنبهء گذشته نيز به همت انجمن سکولارهای سبز تورنتو اين فيلم در اين شهر به نمايش گذاشته شد که گزارشی از اين گردهمائی را در زير می خوانيد. قرار است بزودی تاريخ نمايش اين فيلم در واشنگتن، فرزنو و ويرجينيا نيز بوسيله مسئولان انجمن های اين مراکز اعلام شود.
روز یکشنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۰ ، فیلم ترور در برلین به کارگردانی آقای آرمان نجم ،که مستندی از حادثه ترور سران کرد در رستوران میکونوس برلین ،در سال 1992 توسط عوامل ترور جمهوری اسلامی انجام شده بود، در شهر تورونتو کانادا و با دعوت سکولارهای سبز تورنتو و با پشتیبانی خانه کرد تورنتو در سالن play house theater به نمایش گذارده شد. این برنامه با سرود (ای ایران) و سرود کردستان و یک دقیقه سکوت به احترام جانباختگان این حادثه، در ساعت ۴ بعد از ظهر آغاز شد. سپس آقای دکتر فرخ زندی (رئیس انجمن سکولارهای سبز تورنتو) ضمن خوشامد گویی به حاضران، در سخنان خود به نکاتی چند از اهداف سکولارهای سبز اشاره کردند. دیگر سخنران این برنامه آقای دکتر فریدون رحمانی (رئیس خانه کرد تورنتو) بودند که از حضور کردهای ساکن تورنتو در این برنامه قدردانی کردند. در ادامه برنامه آقای محمد صدیق ابراهیمی (از حزب دموکرات کردستان ایران - شاخه تورنتو) متن نامه حزب دموکرات کردستان ایران را به خاطر این گرد همایی خواندند. بعد از ان دو قطعه موسیقی سنتی کردستان توسط گروه خانهء کرد تورنتو به اجرا در آمد. پس از آن فیلم ترور در برلین بر پرده نمایش قرار گرفت که مورد توجه حاضران در سالن قرار گرفت. این برنامه با استقبال بسیار با شکوه ایرانیان ساکن تورنتو مواجه شد و در پایان حاضران در سالن نمایش با تشویق برگزار کنندگان ، رضایت خود را از نمایش این فیلم در تورنتو ابراز داشتند. (پيوند به اصل خبر >>>)
دوشنبه 29 شهريور 1389
مطابق گزارش مسئول تشکيلات و عضويت شبکهء سکولارهای سبز، اين شبکه دارای بيش ار صد عضو در بيست شهر دنيا است که از ميان آنان اعضاء شهرها و ايالات زير موفق به تشکيل انجمن های سکولارهای سبز شده اند: برلين، تورنتو، ساکرامنتو، فرزنو، دنور، لندن، واشنگتن دی.سی و ايالت ويرجينيا.
مطابق اخبار واصله، شورای موقت هماهنگی شبکه سکولارهای سبز قصد دارد نخستين انتخابات رسمی را برای گزينش اعضاء شورای هماهگی جديد، بازرسان و اعضاء شورای داوری خود تا پايان مهرماه انجام دهد. انتخابات بصورتی اينترنتی و بر اساس اصل يک عضو ـ يک رأی انجام خواهد شد.
پرسشی که پس از سرکوبهای پس از انتخابات دهم رياست جمهوری برای تحليلگران مسائل ايران مطرح شد آن بود که آيا با نقشی که نيروهای نظامی و بالاخص سپاه در بقای حکومت ولايت فقيه دارند، چه نوع ديناميسم قدرتی ميان روحانيت حاکم و بالاخص رهبری از يک سو و سپاه پاسداران از سوی ديگر برقرار است. آيا اين خامنهای و روحانيت و نيروهای سياسی منصوب وی در شورای نگهبان و مجلس خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت و قوهی قضاييه اند که سياستها را تعيين می کنند و سخن آخر را می گويند و دست بالاتر را در اختيار دارند يا سپاهيان؟ ماجرای انتخابات تا چه حد در تغيير ديناميسم قدرت نقش داشته است؟ قدرت واقعی و ساختار حقوقی چگونه در حال تعامل هستند؟ اين تعامل به کجا می انجامد؟>>>
از برنامههای دشمنان در حوزه دين است تلاش دارند که تصويری فردگرايانه، غيرسياسی و غيرعلمی را از دين نشان دهند؛ میخواهند با جايگزين کردن افرادی به جای روحانيت، رابطه مردم را با منابع اصيل اسلامی قطع کنند و در همين راستا برخی از افراد را که مرتبطين با فتنه گران در سال 88 بودند را به عنوان چهرههای اسلام شناس واقعی علم کردهاند… طراحی کردن انواع شبهات، ايجاد نگاه بدبينانه نسبت به مبانی شيعی، تلاش هدفمند برای تقليل جمعيت کشور در چشم انداز 30 الی 50 ساله، ترويج تفکرات باستانگرايانه و معرفی مکتبهايی مانند مکتب های ايرانی به جای مکتب اسلام از ديگر برنامه های دشمنان در حوزه دين است.>>>
در درون حکومت، گروهی آمدهاند از مذهب استفادهی ابزاری کرده اند. امروز هم میخواهند از ناسیونالیسم ایرانی استفادهی ابزاری کنند، ولی نمیدانند ناسیونالیسم ایرانی، دیدگاه فکری طبقهی متوسط شهری یا خردمندترین قشر جامعه است. این قشر در بازی امروز، میداند که آقای احمدینژاد و آقای رحیم مشایی میخواهند از دیدگاه فکری آنها، یعنی ناسیونالیسم ایرانی، استفادهی ابزاری کنند و فریب آنها را نخوردهاند. دلیل عدم حمایت از اینها هم همین است. (عيسی خان حاتمی).>>>
در مقابل رهبری و نظام هم خواهد ایستاد محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران در دیدار با جمعی از دانشجویان ضمن محکوم کردن حملات «افراد خودسر» به دفتر و منزل رهبران مخالفان دولت گفته است، «جریان حذف کننده در مقابل رهبری و نظام هم خواهد ایستاد.» آقای خاتمی که ریاست تشکیلات غیر دولتی بنیاد باران را بر عهده دارد از ظهور جریان هایی در جمهوری اسلامی خبر داده که به گفته وی برای افرادی که «همواره در خدمت انقلاب و مردم» بوده اند «تنگنا» ایجاد می کنند.>>> |
خطابه برای عالم غيب
گاه بدون آنکه کسی کنجکاو باشد، خود شما اين نياز را احساس می کنيد که بايد به نحوی هويتتان را به مخاطب ، يا به همهء دنيا، اعلام داريد. اين روزها گروهی از روشنفکران پا ميفشارند که «ما سکولار هستيم». ماه گذشته در نشستی از «سکولارهای دموکرات ايرانی (يا شايد دموکرات های سکولار ايراني) در آمريکا» ميان شرکت کنندگان نزاع در گرفت بر سر اينکه چه کسی سکولارتر يا سکولار واقعی است. نظير چنين جدالی چند سال پيش ميان جمهوری خواهان ِ«ملي» و جمهوريخواهان ِ بدون پسوند در گرفته بود. برخی روشنفکران ِسياسی اصرار دارند با هويت «لائيک» مشخص شوند زيرا به زعم آنها سکولارها به ميزان کافی از سکولاريسم بهره نبرده اند. به طور سلبی هم می شود اعلام هويت کرد، مثلاً «ما سبز نيستيم!»>>>
نمیتوان علوم انسانی تأسیس کرد محمد برقعی میگوید کسانی که انسان را ناقص العقل میدانند و نقل را بجای عقل اساس قرار میدهند، توان گشودن دروازههای اندیشههای تازه و کشف افقهای ناشناخته را ندارند... دانشمندان علوم انسانی تلاش میکنند که در بررسی فرد یا جامعه تا حد ممکن مانع دخالت باورهای شخصی در پژوهشهایشان بشوند؛ اما کسانی که مدعی علوم انسانی اسلامی هستند، از ابتدا بنا را پیشداوری گذاشتهاند... بگذارید، ایدئولوگهای جمهوری اسلامی محصول خود را عرضه کنند. اینان نخست باید نشان دهند که جامعهشناسی و علوم انسانی اسلامی در واقع میتواند وجود داشته باشد و جهان پس از دیدن محصول علمی آنان است که در درست و نادرستی این ادعا داوری میکند والا هر شارلاتانی ادعای توان نزول باران و کنترل نیروها را دارد که به گفته شیخ اجل سعدی " تا مرد سخن نگفته باشد - عیب و هنرش نهفته باشد".>>>
یکی بیاید و بمن بگوید که چرا آمریکا و حتی اسرائیل، برای من و مردم کشور من "بیگانه" است و دشمن، با اینکه به جوانی از جوانان کشورم حتی یک سیلی هم نزدهاند، دانشگاههای آمریکا پر است از جوانان فراری از کشورم. اما حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی "خودی"ست با اینکه تمام هیکلش رنگ خون جوانان میهنم را گرفته است...>>>
اسلام سیاسی مانند تمام ایدئولوژی های مطلق گرا و خود حق پندار از همان ابتدای پیدایش در فضای سیاسی جامعه ایران برای پیشبرد اهداف سیاسی به خشونت، ترور و حذف مخالف متوسل شده است و برخلاف آنچه امروز گفته و تبلیغ می شود، استراتژی رعب و وحشت اسلامگرایان نه ایده ی تازه ایست که در یک دهه اخیر ایجاد شده باشد و نه فقط گروه خاصی از باندهای اسلامگرا به آن دست زده اند...>>>
اینکه امروز سخن از سکولاریزم محور هر گونه حرکت بنیادین قرار گرفته تنها و تنها بدین دلیل است که در یک نظام سکولار حرمت دین (تمامی ادیان ابراهیمی) به مراتب بیشتر از نظام شتر گاو پلنگی به نام "جمهوری اسلامی" نگاه داشته خواهد شد. اجازه میخواهم یک مثال حقیقی در شهر محل اقامت خودم (سن دیگو) ذکر کنم. در نقطه ای از این شهر سه عبادت گاه (مسجد، کلیسا و کنیسه) در جوار همدیگر قرار دارند. جالب اینجاست که ستایشگران هر سه دین ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) خودروهای خود را در یک پارگینک مشترک پارک میکنند و به همدیگر درود و سلام هم میفرستند. چنین تساهل و رواداری را با کشتن مهدی دیباج در تهران مقایسه کنید!>>>
در راستای اسلامیزه کردن کشور به منظور تحقق خواست خمینی چیزی به نام "پاک سازی" باب شد. پاک سازی اسم رمز اخراج کردن کارمندان رژیم پیشین بود. در این مسیر، وزارت امور خارجه به لحاظ بیشترین مرابطات با دنیای بیرون مورد بیشترین هجوم قرار گرفت. به جرات میتوان گفت بیش از نود درصد کارکنان این وزارت خانه مورد "اظهار لطف" خمینی واقع شدند. درست به خاطر دارم در سال 1991 هنگامیکه مخفیانه نشریه "نیمروز" را در ژنو ابتیاع میکردم، صاحب آن مغازه کسی نبود جز کارمند "سابق" وزارت امور خارجه.>>>
حميد رضا رحيمی فدوی، بر خلاف آن ضد انقلابیونی که معتقدند که انقلاب اسلامی شدیداً شکوهمند ما هیچ بو و خاصیتی نداشته، بر این باور است که خیر چنین نیست و شما خواننده ی گرامی ضد انقلاب، عامل صهیونیزم بین الملل و استکبار جهانی می توانید در خلوت خود، به انبوهی از دست آوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی ما که کمترین آن درک محضر اسلامِ ناب محمدی به ویژه در سال های اخیر است، دست یابید. بوی خوش خدمت دولت خدمت گزار، که افزون بر ایران، جهان را نیز برداشته است که دیگر، جای خود دارد!....>>>
با سلام حضور جناب آقای نوری علاء، مقاله زیبای مورخ هفدهم سپتامبر و استدلال تان در خصوص مبحث «یک ملت - یک کشور» را خواندنم و لذت بردم. اما ادامهء مقالهء جنابعالی، در مورد خدعه و پلیدی این رژیم سرکوبگر در سوء استفاده از احساسات ملی گرایانه، هراس مرا دو چندان کرد. مدتی است که با خود فکر می کردم که چطور به ناگاه خاندان هخامنشی که در کتاب تاریخ دوران دبستان من، سراسر ستمگر و خونخوار بودند، امروز در دولت وطن فروش و حکومت ایران ستیز حمهوری ولایت فقیه به مردانی بزرگ مبدل شده اند. اما غرض از این نوشته. دقایقی پیش در اینترنت خواندم که استاد دانشگاه شهید بهشتی که در حادثه ترور زخمی شده بود، فوت کرده اند. با خواندن این خبر به یاد نوشتهء شما افتادم که حکومت به تدریج خود را برای ورود رضا شاهی دیگر آماده کرده است (گو اینکه، به نظر من، رضاشاه اگر دیکتاتور و بی رخم بود، حداقل وطن قروش نبود و از خود یادگارهای ارزشمندی هم بر جای گذاشت). اما بپردازم به آنچه که می خواستم بگویم: قبل از ورود یک رضا شاه به صحنهء قدرت، باید ابتدا زمینهء آن در ذهن مردم هم شکل بگیرد، و یکی از عوامل شکل گیری این دیکتاتوری ناامنی و اغتشاش در کشور است. امروز ترور اشخاص، فردا بمیب گذاری و فرداهای دیگر تحریک احساسات فارسی زبانان علیه اقوام دیگر ایرانی، با ایجاد ناامنی توسط مزدوران خود رژيم در مناطق غیر فارس زبان و ادعای جدایی طلبی آنها. در چنین شرایطی جامعه یک رضاخان را می طبد که کشور را، که مانند دورهء قاجار مضمحل شده است، یکپارچه سازد. این که تا چه حد ما فارسی زبانان تحت تاثیر پلیدی های این رژیم قرار گیریم، من را نیز همچون شما می ترساند. موفق باشید. |
در سفری که به نیویورک داشتم، و در روزی که رییس جمهور حکومت اسلامی در حال نمايش شرم آور همیشگی اش در سازمان ملل بود، میان جمعیت معترض می گشتم. نخواسته بودم به محلی که خاص ایرانی ها بود بروم، چرا که «هیئت هماهنگی» ایرانی ها را با توجه به عقیده ی سیاسی شان از هم جدا کرده بود (که به اين موضوع در مطلبی دیگر پرداخته ام). به هر حال، از میان جمع زنی به سویم آمد و مرا به اسم خواند، با عینک آفتابی بزرگ و کلاهی تابستانی که نیمی از صورتش را پوشانده بود. در مقابل نگاه ناآشنای من خودش را معرفی کرد و بلافاصله گفت: «این سر و ریخت برای این است که من در ایران زندگی می کنم و نمی خواهم شناخته شوم». و بعد شروع به دردل کرد؛ مثل بیشتر ایرانی هایی که از ایران می آیند و به دیدن یکی از اهالی قلم سر درددلشان باز می شود و از رنج ها و نابسامانی ها در ایران می گویند. >>>
گفتگوگر: سايت تغيير برای برابری ما چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه خود را فمنیست اسلامی نام بنهیم و چه لائیک و چه از جامعه زینب بیائیم و چه طرفداران سیمون دوبووار باشیم، همه موجودی اجتماعی زاده یک ارزش سکولار هستیم؛ ارزشی که در فلسفه دوران روشنگری خود را بسط داد. به این معنا که همه فعالین حقوق زنان و برابر خواه با استراتژی ها و تاکتیک های متفاوت از یک خاستگاه نظری واحدی پا گرفته اند. حتی اعتقادات مذهبی کنشگران جنبش زنان و دیدگاه نظری ارائهء تفسیر مدرن از دین، در ماهیت سکولار جنبش که مبتنی بر فلسفه حقوق طبیعی دوران روشنگری یعنی برابری حقوقی همه انسان ها با هم (زنان و مردان) است، تغییری ایجاد نمی کند.>>>
|
© 2010 ـ New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fax: 509-352-9630 |