بازگشت به خانه  |   فهرست موضوعی مقالات و نام نويسندگان

بهمن   1387 ـ ژانويه  2008 

 

نامه ای از زندان اوين به پرزيدنت باراک اوباما

سید ظهور نبوی چاشمی

 

جناب آقای باراک اوباما رئیس جمهور منتخب و محترم آمریکا

با سلام و درود،

به همین زودی شما هم به جمع تصمیم گیرندگان در مورد مسائل کشور من، ایران، می پیوندید. صندلی شما به دلیل جایگاه ویژه در آمریکا، مثل همیشه، در صدر مجلس جای خواهد داشت. مشاورین بسیار خواهید داشت اما یقینا هیچکدام در حال حاضر زندانی زندان اوین که سمبل سرکوب در ایران است، نخواهند بود. این زندانی سیاسی به دلیل جایگاه ویژه اش سعی می کند درست ترین و حق طلبانه ترین مشاوره را در اختیار شما قرار بدهد. اما صرف رسیدن شما به آن جایگاه و بودن من در این جایگاه دلیل نوشتن این نامه نیست دلیل مشخص من به خاطر کار برجسته و شگفت انگیزی است که در جامعه شما به انجام رسیده و در سطح ملی و جهانی امید ها بر انگیخته است. شاید زمان آن فرا رسیده است که وجه خوب آمریکا، بخصوص در سیاست خارجی، بر وجه بد آن غالب شود و ما شاهد آمریکای خوب باشیم.  امیدوارم که اثرات مثبت آن را در ایران هم ببینیم.  سخن من با شما از همین زاویه دید خواهد بود.  

 

جناب رئیس جمهور

وقتی که حزب دمکرات، شما و خانم کلینتون را برای رقابتهای درون حزبی انتخاب کرد، اولین چیزی که به ذهن من رسید این بود که نخبگان حزب شما در پی التیام زخمهای کهنه هستند.  اگر چه آرزویش را داشتم ولی گمان نمی کردم که این تصمیم چنین سرانجام نیکویی پیدا کند.  مردم آمریکا با تعمیق و گسترش تصمیم نخبگان حزب، ثابت کردند که این دیگر صرفا یک بازی انتخاباتی و حزبی نیست، بلکه اساسا یک گام به جلو تاریخی در مسیر برابری، کمال و پیشرفت اجتماعی با شکافتن و حل کردن دو تا از تضادهای ریشه دار جوامع انسانی یعنی تضاد نژادی و جنسیتی است به همین اعتبار باید به شما و مردم آمریکا تبریک گفت دست مریزاد؛ کارتان عالی بود.  

 

جناب رئیس جمهور

صادقانه بگویم من به عنوان یک روشنفکر سیاسی جهان سومی چندان شیفته نظام سرمایه داری نیستم ضمن اینکه منتقد بسیاری از سیاست های تاکنون دولتهای غرب در مورد مسائل ایران هم هستم.  از دید من آنچه که در طول حدودا سی سال گذشته در ایران شاهدش بودیم و هستیم محصول مشترک تصمیم های پنهانی حکومتهای ایران با نهاد های تصمیم گیر سیاسی در غرب است یا حداقل نتیجه ی نادیده گرفتن روش ها و سیاستهای حکومت ایران از جانب غرب و باز گذاشتن دست آنهاست ولی با این همه نمی توانم از وضعیت پیش آمده در کشور شما خوشحال نباشم کار صورت گرفته در کشور شما این بار مرزهای متعارف سیاسی (انتخاباتی را در نوردیده و بر محدوده ی ارزش های انسانی اجتماعی)  وارد شده است.  انتخاب یک رئیس جمهور سیاه پوست برای کشور آمریکا به معنی فائق آمدن بر معضل تبعیض نژادی است و این البته کار بزرگی است.  

 

جناب رئیس جمهور

آرزوی من پیدا کردن راهی برای حل مشکلات ایران به کمک تجربه بزرگ شماست. شما چگونه از پس چنین کار بزرگ و برابرسازی برآمدید؟ یقینا به کمک آزادی، دموکراسی و انتخابات سالم.  یعنی همان چیز که ما در ایران نداریم. در واقع حاکمیت سیاسی آن را از مردم ایران سلب کرده است. ما در اینجا گرفتار آپارتاید خودی و غیر خودی هستیم.  تبعیضی که همه تبعیض های دیگر را در درون خودش دارد.  از دید نظام حاکم بر ایران حد اکثر 10  درصد مردم این کشور خودی به حساب می آیند و صاحب حق و حقوق و امتیازات معمول هستند.  90 درصد دیگر به بهانه ی هم دین نبودن، هم مذهب نبودن، هم نژاد نبودن، هم عقیده نبودن، هم گروه نبودن، جنس مذکر نبودن، نوع پوشش، نوع آرایش و دهها عامل جدا ساز دیگر، غیر خودی تلقی می شوند.  مردم ایران تنها در ایام انقلاب و سال های اول بعد از آن به مدت کوتاهی آزادی های سیاسی و اجتماعی را تجربه کردند و پس از آن حکومت کنندگان جدید با خونین کردن پیکر جامعه و انقلاب، مردم را به یک اقلیت خودی و یک اکثریت غیر خودی تقسیم کردند و مدیریت جامعه و کشور، در اختیار کوچکترین صنف جامعه یعنی روحانیون قرار گرفت.  یک چیزی شبیه قرون وسطای غرب، و پول نفت و متاسفانه سیاستهای پنهانی دولتهای غرب پشتیبان تاریخی آنها شد و شد آنچه که نباید می شد.

 

جناب رئیس جمهور

زخم کهنه و التیام نیافته جامعه ایران سرکوب آزادی ها و خونین شدن دل مردمی است که به آزادی های بعد از انقلاب دل خوش کرده بودند ولی دل شکسته شدند.  مرهم این زخم کهنه تنها و تنها آزادی های سیاسی و رعایت حقوق بشر و تغییرات اساسی با روشهای دموکراتیک است.  هر راهی غیر از این چه از داخل پیشنهاد شود و چه از خارج دیکته شود، چه از جانب حکومت و چه از جانب مخالفان آن باشد، بیراهه خواهد بود. جامعه ما باید از کنترل نظام بسته سیاسی، با روشهای دموکراتیک رها شده و به یک جامعه باز و آزاد تغییر وضعیت بدهد.  اگر دولت آینده آمریکا به رهبری جناب عالی این شعار را در مورد ایران به سیاست محوری خودش تبدیل کند، بزرگترین بسیج جهانی و ملی حول آن شکل خواهد گرفت و مخالفین آن چه در درون حکومت ایران باشند و چه در میان اپوزسیون به سرعت ایزوله شده و مجبور به ترک صحنه خواهند شد.  

 

جناب رئیس جمهور

پس اگر ما هم امید داشته باشیم که از شعار تغییر شما سهم و بهره ای ببریم برای رسیدن به آن یقینا باید بعضی از سیاستهای دولت های قبلی شما در ارتباط با ایران تغییر کند و مطالبات شما از حکومت ایران باید با مطالبات مردم ایران هماهنگ شود.  مشکل موضوع هسته ای ایران، حمایت از تروریسم و صدور آن و سنگ اندازی در مسیر صلح اعراب و اسرائیل که محور درخواست های غرب از ایران هستند، خودشان محصول همین حاکمیت سیاسی غیر دموکراتیک و غیر پاسخگو هستند؛ پس چگونه این حکومت می تواند آنها را کنار بگذارد ؟ تازه با فرض کنار گذاشتن این هر سه سیاست چه چیزی نصیب مردم ایران می شود؟ اگر دولت های پیشین شما در ایران در پی حکومتی بودند که فقط تابع خواسته های آنها باشد، حتی اگر مردم خودش را سرکوب کند، شما یقینا چنین چیزی نمی خواهید پس بیایید به طور کل بازی قبلی را به هم زده و بازی جدیدی را شروع کنید.

 

جناب رئیس جمهور

وقتی که شما اعلام کردید که حاضر به مذاکره مستقیم و بدون پیش شرط با ایران هستید من بسیار خوشحال شدم.  شاید هم شما به همان درک عمیقی از وضعیت ایران رسیده اید که من و امثال من سالها پیش به آن رسیده بودیم.  رابطه حکومت ایران با هرچه مذاکره واقعی، صلح، آرامش و آزادی مانند رابطه جن و بسم الله است. در همین ایام اخیر چندین و چند مقام ایرانی به صراحت گفته اند که روشهای نرم اوباما برای ما زیان بارتر خواهد بود.  اسلاف شما با سیاست هویج و چماق و نوع درخواستهایی که داشتند، بخصوص با کنار گذاشتن و جدی نگرفتن اصل رعایت حقوق بشر و آزادی های سیاسی، به طور کلی مردم ایران را از میز مسائل ایران کنار گذاشته و بیرون کردند زیرا چه با سیاست هویج دولت ایران خریده شود و چه با سیاست چماق بر سر مردم و کشور کوبیده شود و چه اوضاع به همین منوال باقی بماند، نفعی برای مردم ایران ندارد، چون ربطی به خواسته های آنها ندارد.  ولی بر عکس اگر آزادی و رعایت حقوق بشر محور درخواستهای غرب در رابطه با ایران قرار گیرد در نهایت همه از آن سود خواهند برد. یک حکومت مشروع و بر آمده از اراده ملی یقیناً نه با دنیا سر جنگ خواهد داشت نه تروریسم صادر خواهد کرد و نه با صلح اعراب و اسرائیل مشکل خواهد داشت.  از طرف دیگر چنین حکومتی باعث برقراری صلح و آرامش در داخل هم خواهد شد و خطر انفجار اجتماعی و رادیکالیسم را هم به طور معقول و مسئولانه ای مهار خواهد کرد.  چنین حکومتی جامعه را از آپارتاید خودی و غیر خودی نجات خواهد داد. چنین حکومتی با التیام زخم های کهنه از انتقام گیری و کینه کشی در جامعه جلوگیری خواهد کرد.  پس غرب به جای این که در فکر خریدن حکومت از طریق هویج باشد و یا خدای نکرده به فکر کشتار مردم ایران و ویران کردن تاسیسات از طریق حمله نظامی باشد سعی کند با محور قرار دادن آزادی های سیاسی و حقوق بشر و با حمایت از تمامی مردم ایران از هر قوم و از هر دین و مذهب و با هر فکر و عقیده ای حتی جناح های آزادی طلب همین نظام حاکم، به یک تغییر گسترده در ایران در مسیر آزادی و صلح و آرامش دست بزند. این راه نه احتیاج به تطمیع دارد و نه احتیاج به تهدید.  نه کسی زیان می بیند و نه شکستی در آن متصور است.

 

جناب رئیس جمهور

برای آن که به عمق آن چه که در ایران زخم های کهنه می نامم برسید و به درستی راه حلی که برای التیام آن ارائه می دهم پی ببرید توجه شما را به یک نکته اساسی جلب می کنم. همان طور که می دانید آخرین و اساسی ترین خواسته های حکومت ایران برای این که تمامی شروط غرب را بپذیرد یکی گرفتن تضمین امنیتی به خصوص از آمریکاست و دومی نه تنها به رسمیت شناخته نشدن مخالفین حکومت ایران توسط غرب بلکه حتی سرکوب و ایجاد محدودیت برای آن ها است. اگر چه این شروط به ظاهر خیلی مطرح نمی شوند ولی یقینا در مذاکرات خصوصی و مخفی تمام خواسته های حکومت ایران همین است.  راستی چرا چنین است؟ چرا حکومت بر این دو خواسته تاکید می کند؟ می دانید که این حکومت بر اساس ماهیت خودش صلح طلب نیست. پس این شروط را برای ایجاد صلح نمی خواهد. این موضوع زمانی آشکارتر می شود که شما بدانید که منظور آن ها از تضمین امنیتی صرفا تضمین عدم حمله آمریکا به ایران نیست. آن ها به واقع از این حمله استقبال هم می کنند، به خصوص اگر محدود هم باشد. بلکه منظورشان این است که امریکا با به رسمیت شناختن همین حاکمیت، در مقابل هر خطری از آن ها حمایت کند یا لااقل بی طرف بماند. همه می دانند که بزرگترین خطری که چنین حکومت هایی را تهدید می کند از جانب مردم خودش است نه از جانب کشورهای دیگر. به ویژه که در حال حاضر از خوان یغمای این مملکت همه در حال بهره برداری هستند.  جامعه ایران به خصوص با توجه به پایین آمدن قیمت نفت و تراکم بحران های تاریخی و فروپاشی تمامی سیستم ها در آستانه یک انفجار بزرگ قرار دارد، تا جایی که سران تمامی جناح های حکومتی هم هر کدام به نحوی از نجات کشور حرف می زنند. تمامی سیستم ها در کشور در حال فروپاشی نهایی است.  سیستم های اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، اداری، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی، روانی و غیره...  با این حساب حکومت ایران از شما تضمین عدم حمله نمی خواهد. از شما می خواهد که در بحران های دامنگیر بعدی یاریش کنید. این که دولت شما تاکنون چنین تضمینی نداده است جای سپاسگزاری بسیار دارد.  حل مشکل شما با حکومت ایران و فقط با حکومت به معنای حل مشکل شما با جامعه ایران نخواهد بود.  مردم ایران اگر چه هنوز گرفتار شوک و اغمایی هستند که خیانت و خطای رهبران جامعه بعد از انقلاب بر آن ها تحمیل کرد اما وضعیت آن ها شبیه آتش زیر خاکستر است و همیشه چنین نخواهد ماند.

درخواست حکومت ایران برای ایجاد محدودیت برای مخالفین هم خواسته ای است در راستای همین سیاست.  چون بیشترین ستم، در حق اپوزسیون آواره شده و مهاجر ایرانی روا داشته شده است، بیشترین هراس هم از جانب آن ها وجود دارد.  حکومت به جای در پیش گرفتن سیاست آشتی ملی و دلجویی از مخالفین و پیدا کردن راهی برای پایان دادن به این ستم تاریخی، تازه از شما می خواهد که هر کس به خارج از مرزها پناه آورده است، نابود کنید و یا لااقل محدود کنید.  آنها به جای حل مسئله در فکر پاک کردن صورت مسئله هستند.  بدا به حال شان.  گناه کاری که به فکر توبه نباشد باید منتظر عذاب باشد.  البته جناح های حکومتی که سال هاست با یک سری انتخابات فرمایشی و تشریفاتی حکومت را بین خودشان دست به دست می کنند، بدون این که به روی خودشان بیاورند و با انگیزه رد گم کردن، تلاش های زیادی برای فائق آمدن بر این مشکل تاریخی و به اعتباری توبه از این گناه کبیره، انجام داده اند، از ادعای سازندگی گرفته تا ادعای اصلاح طلبی و قانون مداری تا ادعای عدالت خواهی و مهرورزی، ولی از آن جایی که هیچ کدام صداقت، صراحت و اراده لازم برای انجام چنین کاری را نداشتند و ندارند، تاکنون موفق نبوده اند.  برای موفقیت قبل از هر چیز باید بپذیرند و اعتراف کنند که چگونه جامعه را زخمی کرده اند.  اما این ها همه چیزی می گویند تا آن چه که واقعا باید گفته شود، گفته نشود.  اگر به آن بخش نگفته سخنان و در واقع شعارهای این جناح ها دقت کنیم در اصل می خواهند بگویند که این ما بودیم که مملکت را ویران کردیم، این ما بودیم که مملکت را فاسد و بی قانون کردیم و این ما بودیم که مملکت را از عدالت و مهرورزی خالی کردیم.  وقتی کسی مدعی ایجاد چیزی می شود، غیر مستقیم اعتراف به عدم وجود آن می کند، اما چیزی که شهامت اعتراف به آن را ندارند این است که چرا چنین شده است؟ چه کسی گناهکار است؟ و راه حل درست برای حل این مشکلات چیست؟ اما من با صدای بلند اعلام می کنم که سبب تمامی مشکلات مملکت همین نظام حاکم است و راه حل آن هم تغییرات اساسی چون آزادی های سیاسی، رعایت حقوق بشر، آشتی ملی و انتخابات سالم است.

 

جناب رییس جمهور

تا دیر نشده هم زمان با برخورد و مذاکره با حکومت ایران، برخورد و مذاکره با ملت بزرگ ایران، احزاب، نهادهای مردمی، گروه ها، صنوف و اقلیت ها را هم شروع کنید. چون اگر مذاکره شما با حکومت در نهایت منجر به، به رسمیت شناخته شدن حق آزادی های سیاسی و رعایت حقوق بشر در ایران از جانب آن ها شود که چه خوب، با این مذاکرات همه جانبه چند گام جلو هستید، و اگر حکومت به این خواست ها تن نداد، در آن صورت شما به آن 90  درصد دیگر و نمایندگان آنها متکی خواهید بود و مجبور نیستید به محض شکست مذاکرات به سراغ اسلحه بروید.  سراغ مردم و نمایندگان واقعی آنها خواهید رفت.  در آن صورت متوجه خواهید شد که چه راه کم هزینه و پر سودی را در پیش گرفته اید.  بهترین اهرم فشار بر حکومت، شریک کردن مخالفین حکومت در این بازی است و گرنه تحریم ها جز اینکه به مردم ایران آسیب برساند کاری از پیش نمی برد.  تهدید به حمله هم که اساسا پذیرفته نیست، چون حداکثر یک استبداد وابسته را جایگزین این استبداد واپس گرا می کند.  دموکراسی باید از درون جامعه شکل بگیرد.  غرب می تواند بهترین حمایت کننده و کاتالیزور باشد.  

 

جناب رئیس جمهور

حکومت شما به ظاهرحدود سی سال است که با حکومت ایران هیچ گونه رابطه دیپلماتیک ندارد و به همین دلیل در جامعه ایران از اعتبار زیادی برخوردار است.  ضمن اینکه در این مدت با اپوزسیون این حکومت هم هیچ گونه ارتباط رسمی نداشته اید در واقع یک نوع عدالت را رعایت کرده اید اگر چه همین سیاست یکی از عوامل بقای حکومت بود و سود آن یک طرفه نصیب آنها گردید.  اما اگر بنا باشد بعد از سالها رسما یکی را به نفع دیگری کنار بزنید دچار اشتباه بزرگی شده اید.  جامعه ما به یک آشتی ملی احتیاج دارد نه دامن زدن به اختلافات و خشم و خشونت به همین دلیل است که راه حل چماق شما در سیاست هویج و چماق به طور کلی مردود است.  اگر می خواهیم که مشکلات این جامعه به صورت کاملا دموکراتیک حل شود باید یک انتخابات کاملا دموکراتیک و با حضور همه گروهها و جریانات داخل و خارج از حکومت و تحت نظر سازمان ملل و نهادهای بین المللی برگزار شود و باز به همین دلیل نباید در مقابل انتخابات فرمایشی حکومت بی طرف بمانید.  در انتخابات آینده ایران حتی اگر جریانات موسوم به اصلاح طلب از فیلترهای جناح حاکم رد شده و به قدرت هم برسند، اگر چه از دید نگارنده کاچی بهتر از هیچ چی است اما یقینا جامعه ایران را یک گام به آن انفجار بزرگ نزدیکتر می کند.  جامعه ما با این جریان یک تجربه کاملا شکست خورده را پشت سر گذاشته است آنها زمانی که یک جنبش بودند کاری از پیش نبردند حالا که خودشان هم به یک سکون و رکود تبدیل شده اند چه کاری می خواهند انجام بدهند ؟

 

جناب رئیس جمهور

قطعا می دانید که جامعه ایران علاوه بر جناح های حاکم که در حال حاضر قدرتهای امنیتی و اقتصادی و به عبارتی جان و مال مردم را در اختیار دارند، چندین و چند جریان و گروه دیگر هم دارد که هر کدام بخش وسیعی از جامعه را نمایندگی می کنند.  اصلاح طلبان خارج از حکومت، جریان نهضت آزادی، جریانهای ملی  مذهبی، جریانات پادشاهی خواهی، جریانات چپ مارکسیستی، جریان مجاهدین و شورای ملی مقاومت، اقلیت های قومی و مذهبی، زنان، دانشجویان و دانشگاهیان، کارگران و جوانان و دیگر صنوف کشور که برای چندین دهه از دخالت در سرنوشت کشور محروم هستند.  جامعه فقط با یک انتخابات آزاد و با حرکت تمامی این گروهها و جریانات می تواند روی آرامش را ببیند و در مسیر پیشرفت قرار بگیرد.  هر نوع انحصار طلبی چه از جانب حکومت و چه از جانب جریانات اپوزسیون باید به کنار گذاشته شود.  تنها به کمک آزادی و انتخابات دموکراتیک می توان این همه تنوع و تکثر را مهار کرد.  داور باید آزادی و انتخابات باشد.  

 

جناب رئس جمهور

می ترسم با این همه آزادی، آزادی کردن سر شما را به درد بیاورم.  زندانی که من گرفتار آن هستم و استبدادی که جامعه ما گرفتار آن است چنین اقتضا می کند که دائما سرود آزادی بر لب داشته باشیم.  نظریات و روش های پیشنهادی من در مقابل روشی که دارد اجرا می شود و روشی که احتمالا در پشت پرده در جریان است، بسیار آرمان گرایانه است.  این هم از الزامات زندانی بودن است که زنده بودنش به حقیقت گویی او مشروط شده است ضمن اینکه درست ترین راه همیشه واقع بینانه ترین راه هم هست یک بار دیگر و به طور خلاصه همه نظریات را خدمت شما ارائه می کنم :

اصلی ترین درخواست از حکومت ایران باید رعایت آزادی های سیاسی و رعایت حقوق بشر و برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک تحت نظر سازمان ملل و نهادهای بین المللی باشد.  مقولات دیگری که غرب روی آنها حساسیت دارد در ادامه این مسیر به خودی خود منتفی می شود.  

برای انجام این کار باید با دولت ایران بدون هر گونه پیش شرطی مذاکره کرد.  همه بهانه های فرار از مذاکره را باید از دست حکومت ایران در آورد تا از اتلاف بیشتر عمر این ملت جلوگیری شود.  

همزمان با دولت ایران باید با مجموعه مخالفان حکومت هم حول همین محورها مذاکره و رایزنی کرد.  این امر ضمن اینکه کاری در مسیر آشتی ملی در ایران است، بالاترین اهرم فشار به حکومت ایران خواهد بود چه برای پذیرفتن نفس مذاکره و چه برای پذیرفتن موضوعات مذاکره.  

همه ی برخوردها، مذاکرات و طرح ها باید در نهایت شفافیت باشد و در معرض دید همگان انجام شود.  سیاست خریدن، وابسته سازی و مزدور پروری باید در پرتو سیاست تغییر شما به کناری نهاده شود و تغییر کند.  

باید به جریان حاکم تضمین داده شود که در صورت پذیرفتن تغییرات دموکراتیک زندگی و جان و مال آنها محفوظ خواهد بود.  این مملکت احتیاج به تغییر سیستم ها و سیاست ها بخصوص سیستم بسته سیاسی و سیاست خودی و غیر خودی دارد نه نابود کردن و از بین بردن افراد و اشخاص.  

مجموعه گروههای اپوزسیون باید تعهد بدهند که به روشهای دموکراتیک وفادار خواهند ماند و دست به هیچ گونه اقدام خشونت آمیز و کشت و کشتار نخواهند زد. جریانات حاکم می توانند پس از تغییرات در نظام سیاسی و حقوقی در جامعه به جایگاه واقعی خود در جامعه برگردند و حتی به اندازه وزن اجتماعی خودشان در مدیریت جامعه دخالت داشته باشند.  

در صورتی که نظام حاکم بر ایران به این خواستها تن ندهد، شناسایی این نظام توسط مجامع بین المللی و دولتهای عضو سازمان ملل باید به کناری نهاده شده و کرسی های ایران به شورای مخالفین واگذار شود و رسما از آنها حمایت شود.  اگر این طریق به طور جدی و مسئولانه پیگیری شود در کوتاه ترین مدت بهترین نتایج را به بار خواهد آورد.  

 

جناب رئیس جمهور

این هم از طرح اوین برای حل و فصل مشکلات ایران.  همان طور که اشاره شد شاید گمان شود بسیار آرمان گرایانه سخن می گویم.  احتمالا چنین نیست.  وقتی که جامعه آمریکا که تا همین دهه های اخیر دچار تبعیض نژادی بود، حالا یک رئیس جمهور سیاه پوست دارد، چرا مردم ما که صد سال پیش انقلاب مشروطه انجام دادند و انتخابات آزاد برگزار کردند امروز بعد از صد سال با این همه تجربه ای که پشت سر گذاشتند نتوانند یک تغییر دموکراتیک در مسیر آزادی را تجربه کنند.  یقینا می توانند منتهی اراده ی سیاسی دولت های غربی و به خصوص دولت شما لازمه ی این امر است.  در صورتی که راه تغییر دموکراتیک با حضور همه ی مردم و نمایندگان آنها پذیرفته نشود یا باید به همین اوضاع که در نهایت منجر به حرث و نسل این ملت و یقینا انفجار های خشونت آمیز می شود تن داد یا باید به حمله نظامی غرب که یقینا تباهی و ویرانگری آن کمتر از این وضعیتی که هست نخواهد بود گردن نهاد.  امیدوارم که آن هر دو وضعیت از سر این ملت دور باشد.

 

جناب رئیس جمهور

با وجود امکانات اطلاعاتی و خبری کمی که من در زندان دارم از این به بعد تمام نظریات و طرح های شما و دولت متبوعتان در رابطه با ایران را پیگیری می کنم.  امیدوارم که تغییری که شما منادی آن هستید در قضیه ی برخورد با ایران هم خودش را نشان دهد.  دولت های قبلی شما که به بهانه یکدست شدن کانون های تصمیم گیری در ایران عملاً نظام سیاسی ایران را به سمت دولت حاضر سوق دادند، تازه فهمیدند که در انتظار چه سرابی بودند.  دولتی تا این حد بی اعتبار، نامقبول و نا لایق حتی اگر حاضر به هر نوع مماشات خفت باری هم باشد باید از آن صرف نظر کرد.  به گفته مقامات بلند پایه اجرایی همین نظام، حداقل هشت سال طول می کشد تا بشود وضعیت جامعه را به چهار سال قبل یعنی موقع تحویل این دولت، برگرداند.  آیا این همان دولتی بود که غرب انتظار داشت به عنوان ضعیف ترین حلقه با آن ساخت و پاخت کند.  کنار آمدن با چنین دولتی به معنای غرق شدن در بحران های آن است.  می بینید که تنها راه تغییر اساسی البته با روشهای دموکراتیک و با حضور همه مردم ایران است.  

موفق باشید

 13  آذر 1387  ـ بند 350  زندان اوین

سید ظهور نبوی چاشمی

 

https://newsecul.ipower.com/

بازگشت به خانه

 

محل اظهار نظر شما:

شما با اين آدرس ها می توانيد با ما تماس گرفته

و اظهار نظرها و مطالب خود را ارسال داريد:

admin@newsecularism.com

newsecularism@gmail.com

newsecularism@yahoo.com

 

 

New Secularism - Admin@newsecularism.com - Fax: 509-352-9630